A wide view into the world of photography

Tuesday, July 10, 2007

گفتگويي با يك هنرمند ( هاشم جواد زاده )

گاهی اوقات برای آن که خاطرات تلخ و شیرین گذشته تداعی شود، به سراغ عکس‎هایی می‎رویم که با دیدن آنها گویی لحظه لحظه زندگی تکرار می‎شود. چهره پدر، نگاه مادر، روزهای خوش با هم بودن، لحظه رفتن و گریه کردن... همه و همه بسان فیلمی در روی پرده ذهن آدمی رژه می‎رود.
می‎خواهیم نگاه یک فرد خلاق را که خود سازنده خاطرات ماندگار در ذهن‎ها است، شرح دهیم، شاید با خواندن چند سطری از گفته‎های هاشم جوادزاده (هنرمند عکاس، نقاش و شاعر) به لذت درک آثارش نایل شویم. وی که دانش‎آموخته رشته روانشناسی بالینی است، آثارش را می‎توان در نمایشگاه‎های متعددی که در آمریکا، انگلیس، هند، ایرلند، ترکیه، بلژیک، فرانسه، چین، ایتالیا، هنگ کونگ ... برگزار شده است، جستجو کرد. وی که دارنده جایزه عالی هنر یونسکو و مدال طلای یونسکو از جشنواره سال 2002 ژاپن و از داوران برجسته عکاسی به شمار می‎رود، ساعتی از وقت خویش را به تدریس در دانشکده هنر و معماری می‎گذراند
جوادزاده از سال 1350 به فراگیری هنر نقاشی و عکاسی پرداخته و از همان سال‎ها به شعر گرایش یافته و اولین مجموعه داستان‎های کوتاهش را در سال 54 نوشته و چاپ کرده است. در کارنامه وی مجموعه‎های متعدد شعر، ترجمه و تالیف را می‎توان جست.

1- نحوه ورود شما به حیطه هنر عکاسی چگونه بود؟
من از جوانی، از حدود سال‎های پنجاه با هنر آشنا شدم، چند بار به اردوهای فرهنگی رامسر رفتم، به خاطر اول شدن درمسابقات گوناگون. شعرهایم را نیز همان زمان در مجلات چاپ می‎کردم. اولین کتابم مجموعه داستان‎های کوتاهی بود به نام «ظاهر» که قبل از انقلاب چاپ کردم.

2- با توجه به آشنایی کامل شما به نقاشی؛ تأثیر این هنر را بر عکاسی چگونه ارزیابی می‎کنید.
در زمان تدریس در دانشکده و کلاس‎ها همیشه می‎گویم همان طور که نقاشی پایه درس ریاضی است به لحاظ درک نسبت‎ها و ساختار اندازه‎گیری، نقاشی هم پایه هنرهای بصری مثل سینما و عکاسی است. پاراجانف را ببینید چه قدر از نقاشی در سینما استفاده کرده است یا کیارستمی. درک اصولی از ترکیب‎بندی و شناخت رنگ راه هنر عکاسی را هموار می‎کند.

3- نظر شما راجع به دوربین‎های دیجیتال و فراگیر شدن آن در بین عکاسان جوان چیست؟
به لحاظ سرعت کار بسیار خوب است، ولی هنر نیست، به علاوه این که شما از لذت چاپ و ظهور در تاریکی بی‎بهره‎اید، در واقع عکاسی می‎کنید ولی از اصالت آن بهره‎ای نمی‎برید. تاریکخانه‎های مدرن که همان نرم‎افزارهای رتوش و ساخت عکس‎ها می‎باشند، کاری صرفاً مکانیکی است و خلاقیتی ندارد. هر فیلتر آن را هر کس می‎تواند به کار ببرد، رسیدن به یک کار ارجینال و اصلی و مستند غیرممکن است. عکس شما دیگر جنبه اسنادی ندارد، مدرک نیست. برای بهره‎گیری صحیح از عکاسی دیجیتال باید آموزش دید، آن هم پیش استادان واقعی.

4- علت گرایش شما به ثبت عکس‎های مستند اجتماعی و صنعتی چیست؟
عکاسی صنعتی در مقابل عکاسی مستند یک کار پیش پا افتاده است، شما با کمی آموزش و داشتن ابزار و البته خلاقیت این کار را تا حدودی انجام می‎دهید اما عکاسی مستند اجتماعی، دنیایی از رمز و رازهای آشکار و نهان زندگی بشری است، با هویت انسان سر و کار دارد، شما باید دارای بینش و شناخت و جهت‎گیری نسبت به دنیا باشید. شما در عکاسی کاندید موقعیت فرد را در لباس بشر در مکان مختص وی توصیف می‎کنید، از ابزار و حرفه او حرف می‎زنید، ایدئولوژی و نگاه او را نسبت به جهان نشان می‎دهید و حتی موقع عکاسی با نحوه نگاه و کادربندی در کار او قضاوت می‎کنید. شما در آن لحظه هم داورید، هم قاضی و هم پیام‎آور لحظه‎ای هستید که در آن زیسته‎اید.

5- تاثیری که یک عکس بر ذهن مخاطب می‎گذارد از دید شما چگونه است؟
هر عکس تاثیر خاص خود را بر ذهن بیننده می‎گذارد. گاهی روابط بصری عکس و گاهی مضامین عکس می‎توانند تاثیرگذار باشند. این تاثیر در دایره‎های مختلف فرهنگی، فرآیندهای خاص شناختی را در ذهن بیننده ایجاد می‎کند.

6- از پشت لنز دنیا را چگونه می‎بینید؟
اگر منظورتان دنیای آدمها باشد، به عنوان عکاس گاهی دنیایی دیوانه و پرخاشگری را می‎بینم که به سلامت نفس خود نمی‎اندیشد و گاهی هم مصیبت‎زدگانی صبور را که با عزت نفس زندگی می‎کنند. تنها دنیای طبیعی و طبیعت است که دارای نشانه‎ای از جلال او می‎باشد.

7- آمیزش هنر مدرن و سنتی را چگونه ارزیابی می‎کنید؟
برای خلق هنر مدرن باید هنر سنتی را شناخت. یکی از پایه‎های اصلی پست مدرنیسم شناخت و کاربرد کلاسیسیسم است در جامه‎ای نو، رجعت به گذشته و فراگیری از المان‎های بصری، نور، رنگ، چیدمان و فلسفه هنر کلاسیک می‎باشد. کسانی که بدون شناخت فلسفه هنر و هنر کلاسیک و شناخت دقیق اصول هنر مدرن کار می‎کنند، تنها نوعی فرافکنی روانی انجام می‎دهند البته با رنگ یا نگاتیو فرقی نمی‎کند. نام این کار هنرورزی نیست. هنر به شعوری اصیل و بی‎خدشه نیاز دارد و بروز آن نیز محیطی خالی از ریا و شائبه و پر از اندیشه و خلاقیت را می‎طلبد.

8- هر عکسی بیانگر یک خاطره است، خاطره‎ای از لحظات ثبت عکس را ذکر کنید؟
عکس‎های من لحظات زندگی من‎اند، تلخ و شیرین و پشت هر کدام من ایستاده‎ام و به شما اشاره می‎کنم و شما را دعوت می‎کنم که درباره آنچه دیده‎ام، قضاوت کنید. عکس‎ها و نقاشی‎های من پر از حرف و حدیث است و قضاوت شما وقتی برای من مهم است که اولاً تغییری در هنجارها و رفتار شما ایجاد کند و ثانیاً شما برای خوانش عکس و نقاشی مبانی و سواد بصری را به خوبی آموخته باشید.

9- نظر شما در خصوص عکاسی هنری چیست،؟
عکاسی هنری و هنر عکاسی دو مقوله جدا از هم و با هم‎اند. عکاسی هنری که شامل عکس‎های بیانی (اکسپرسیون) و تصویری (پیکتورال) محض است، گوشه‎ای از هنر عکاسی است و خود هنر عکاسی نیز جایی قرار دارد که دارای چهار چوب سالم و اسلوب هنری باشد. یک عکس بدون کمپوزیسیون عکس هنری نیست و تنها بازنمایی مکانیکی واقعیت (سوژه) است و از «حقیقت» چیزی را با خود ندارد و به شما نشان نمی‎دهد.

10- ارتباط شما با سایت‎های اینترنتی در زمینه عکاسی چگونه است؟
اینترنت دنیای اطلاعات و خبر است. در زمانه حاضر بدون آن شما نمی‎توانید انسانی معاصر باشید (البته به لحاظ جذب و پذیرش اطلاعات فنی آن). سایت‎های عکاسی و هنری به طور کلی دید شما را ارتقا می‎دهند اما باید با شناخت کافی با آن برخورد کرد.

11- در خصوص گسستگی عکاسان و هنرمندان مشهدی چه عقیده‎ای دارید و آیا پیشنهادی جهت ارتباط بهتر و عمیق‎تر این قشر دارید؟
این مساله فرهنگی است و به لحاظ روانشناسی حتی به خانواده و محیطی که فرد در آن رشد کرده است، مربوط می‎شود. تربیت فرهنگی باید از کودکی شروع شود و یا این که انسان در محیطی قرار گیرد و معاشرانی داشته باشد که او را آزاده و خلاق بار آورند. هنرمند باید از روابط بین فردی درکی خلاق و انسانی داشته باشد و به همکار خود با حب و بغض ننگرد. من پیشنهادی ندارم، چون این مساله عمیق فرهنگی است، باید کارشناسی شود و حتی ریشه‎های اقتصادی آن تعریف و تحلیل گردد.

12- نظرتان را در خصوص نقد و بررسی عکس‎های نمایشگاه‎های برگذار شده در مشهد را بیان کنید؟
حرف زدن درباره هر اثری راحت است. مساله این است که نقد این نیست و کار هر کسی هم نیست. تجربه و مهارت و تخصص می‎خواهد. مثلاً اگر شما تاریخ هنر نقاشی را ندانید و امروز در مقابل تابلویی قرار بگیرید که اطراف فرم‎هایش (خط کنتور) را با خط سیاه پر کرده، نمی‎دانید که این کار قدیمی است و «ال گره‎کو» در قرن 17 م. همین کار را انجام داده است و ممکن است به عنوان یک کار مدرن به خوردتان بدهند و یا اگر تاریخ عکاسی معاصر را ندانید، نمی‎توانید بفهمید مثلاً این نحوه کادربندی و یا نگاه به مضمون عکس سابقه دارد یا خیر؟ از مباحث فلسفی هنر فعلاً صحبتی نمی‎کنیم.

13- آیا درآمد شما از طریق عکاسی تامین می‎شود؟
من مجبورم مثل آچار فرانسه باشم، متاسفانه...



پي نوشت - :
- بيوگرافي كامل آقاي هاشم جواد زاده
- اين مصاحبه به سفارش هفته نامه نخست انجام شده است
- از آقاي جواد زاده به خاطر همكاري و وقتي كه براي انجام اين گفتگو گذاشتند صميمانه متشكرم






7 نظر:
Blogger Kiarang:
مثل همیشه جذاب و خواندنی. با پاسخ های صمیمانه استاد. ممنون برای اهتمامی که در این گفتگوها دارید جناب سلطان آبادی

Anonymous Anonymous:
استفاده كردم از اين گفتگو
ممنون

Anonymous Anonymous:
جالب بود حميد عزيز و خوشحالم كه بعد از مدتها بلاخره اين وبلاگو به روز كردي
پيروز باشي
محسن زماني

Anonymous آرش:
ممنون حميد جان . به اين مصاحبه زيبا لينك دادم .

حمید عزیز
ممنون از زحماتت و تلاشت برای ایجاد جنب و جوش در جمع دوستان عکاس
پایدار باشی

ممنون از تهیه این گزارش جالب و خواندنی که از زبان یک هنرمند ما را با گوشه ای از تلخیها و شیرینی های این عرصه آشنا کرد.
موفق باشید

Blogger sina:
سایت قدرتمند فریزپیک با سرعت و امنیت بالا جهت آپولود عکس های شما
حافظ عکس های شخصی شما به صورت کاملا مجانی با محیطی بسیار ساده و راحت
www.freezpic.com
FreezPic, a free image upload solution. Simply browse, select, and upload!
Allowed File Extensions: .JPEG, .JPG, .GIF, .PNG, and .ICO

Create a Link