A wide view into the world of photography

Sunday, December 31, 2006

آشنايي با اعضاء سايت ( ابوالحسن نظرنوکنده )

عکاس نويسنده ايست که به جای واژه ها , تصاوير را برای بیان مضامين ذهنی اش به کمک مي گيرد
گاه يک منظره , گاه يک برش از زندگی روزمره و گاهی نيز يک چيدمان از اشياء می تواند گويای حس و ذهنيت شخصی عکاس از محيط پيرامون و زندگی اش باشد
انسان ها پيچيده اند ولی اگر کسی بخواهد می تواند اين رمز و رموز درونی را در آثاری که آنان خلق می کنند بشکافد و درک کند
از مدتی قبل به ذهنم خطور کرد که کاش زمينه ای مهيا می شد که بتوانم بيشتر با اعضاء سايت آشنا شوم وبدين طريق از تجربيات و مهارت های هر کدام در هر زمينه ای از عکاسی استفاده کنم
چون به نظرم مزيت سايتی مثل فوتو علاوه بر امکان به نمايش درآوردن عکس های ثبت شده و درج نظرات و راهنمايي ها در ذيل آن , اين هم می تواند باشد که علاقمندان و پيشکسوتان اين هنر خاص در يک سطح همگون بيشتر باهم ارتباط برقرار کنند .
در همين راستا از اين به بعد هر هفته در اين وبلاگ با يک نفر از اعضاء سايت , بيشتر از آنی که می دانيم آشنا ميشويم که اين موضوع به لطف خود دوستان و از طريق پاسخ به سئوالاتی که من از طريق ايميل برای ايشان ارسال کردم صورت می پذيرد.
به عنوان اولين فرد سراغ يکی از پيشکسوتان رفتم ,

آقای ابوالحسن نظرنوکنده
سال تولد : 1329 ( 56 ساله )
تحصيلات : ديپلم ساکن شهرستان درگز از استان گلستان
شغل : کارمند شرکت توزيع برق
اولين دوربين : لوبيتل 2
سابقه عکاسی : مدت چهل سال ( به صورت تجربی )
فعاليت ها در زمينه عکاسی : همکاری با صفحات عکاسی ( هنر روز ) مجله جوانان قبل از انقلاب , همکاری با ادار ارشاد اسلامی بندرگز , برپايی چند نمايشگاه انفرادی و جمعی , انتخاب پيشکسوتی هنرهای تجسمی در رشته عکاسی و ...
تاريخ عضويت در سايت فوتو : 23/03/1385
تعداد عکس های ارسالی تا امروز : 62 عکس
با مروری به عکس های ارسالی ايشان و مشاهده حدود 49 عکس در زمينه طبيعت می توان دريافت که آقای نظرنوکنده در زمينه عکاسی از طبيعت فعاليت گسترده تری نسبت به ساير طبقه بندی عکاسی داشته اند و صد البته تصاوير بکر و بسيار زيبايي از طبيعت ( به خصوص پاييز) را ثبت نموده اند و در همين راستا وجود چند عکس ضدنور با تاريخ ثبتی قديمي ( 1355 ) که دارای ترکيبي خاص و متفاوت است جلب توجه می کند ,
به عنوان مثال عکسی با عنوان عاشق که يکی از پر بيننده ترين عکس های ثبت شده توسط ايشان است يک عکس قديمي ضدنور با بافتی جذاب و دلنشين است که به راحتی با بيننده ارتباط برقرار می کند و فضای خاصی که در اين عکس جريان دارد , در عين پيچيدگی زنده و آشناست .
سايت شخصی آقای نظرنوکنده با طراحی و امکانات خوب و ايجاد طبقه بندی و سرعت لود مناسب با آدرس (http://www.photonazar.com )قابل دسترسيست
آقای نظرنوکنده از سه عکس فصل جدايي , نگاهی به دور دست و قيام به عنوان عکس های برگزيده اش از سايت نام می برد
و نوع نگاه و عکاسی آقايان منان خراسانی , مهدی قاسمی , سعيد عباسی , سهيل زنداذر و حميد آذرشب را بيشتر می پسندد .
مجموعه عکس های پاييز , يک سری از ديدنی ترين عکس های ارسالی آقای نظرنوکنده به سايت است .
Monday, December 18, 2006

كاوه گلستان ، عكسها و يك گفتگو

(( در طول جنگ همیشه یک دستمال داشتم که همراهم بود و آن را در مواقع ضروری جلوی دهان و بینی ام می بستم.این دستمال در ذهن من بوی مرگ می دهد.بارها این دستمال را شسته ام و به آن گلاب زده ام. اما همچنان بوی مرگ می دهد...))
((كاوه گلستان ،عکسها و یک گفتگو)) عنوان کتابیست، آموزنده، جذاب ، بدرد بخور و لذت بخش.
آقای مصحفی انگار به رابطه عکاس و اثرش اعتقاد راسخ دارد و به اینکه زندگی خصوصی عکاس چقدر در کیفیت اثرش مهم است.به همین خاطر سوالات خیلی جالبی از گلستان می پرسد که می تواند مهمترین ویژگی کتاب به حساب آید.سوالاتی که دلمان می خواست از خیلی از دیگر عکاسان محبوبمان پرسیده شود.
حرفها بیشتر در مورد شورشهای پیش از انقلاب، حوادث انقلاب و جنگ است و نقطه نظرهای کاوه گلستان در مورد این اتفاقها، عکاسی، فوت و فن هایش، شگردها و...کتاب شامل سه بخش است:
*بخش اول مربوط میشود به مصاحبه آقای محسن مصحفی.
*بخش دوم توضیحات گلستان پیرامون دو قطعه عکس تاریخی که همراه با خاطرات مرتبط با این عکسها به چاپ رسیده است:
"...این عکس، عکس یک پسر بچه معصوم است که در یکی از اولین موشک باران هایی که روی شهر دزفول انجام گرفت،اوائل جنگ تحمیلی مصدوم شده بود،سرش شکسته بود، دستش شکست بود و چند نفر از اعضای خانواده اش هم شهید شده بودند و در یک حالت بهت و شوک قرار داشت.هنوز ستاد تبلیغات جنگ درست نشده بود که کار خبرنگارها را هماهنگ بکند. ما خودمان همینجوری بلند شدیم و سعی کردیم که با یک هواپیمای ارتشی برویم دزفول.مجبور شدیم ساعتها شاید نزدیک به پانزده – شانزده ساعت در فرودگاه دنبال هواپیما باشیم. تا این که طرفهای عصر رسیدیم دزفول. به محض رسیدن به اونجا،شهر را در یک حالت خیلی مضطرب و وحشت زده دیدیم. یک عده از مردم فرار کرده بودند و بقیه در حال تخلیه شهر.ما از همان فرودگاه رفتیم طرف بیمارستان تا ببینیم چه خبر است. وقتی نزدیک بیمارستان رسیدیم و قبل از اینکه از ماشین پیاده شوم،کنار خیابان دیدم که این پسر کوچک نشسته..."(عکس 1)
بخش سوم هم شامل یک مصاحبه مکتوب و غیابی است که در آن تلاش شده تا بخشی از اظهارات و خاطرات کاوه که قبلا به صورت پراکنده در مطبوعات منتشر شده است، در قالبی جدید کنار هم آمده و مورد استفاده قرار گیرد
و در انتهای کتاب نیز مجموعه ای از عکسهای انقلاب، جنگ، کارگر، مجنون و روسپی (1355) قابل مشاهده است.( عکسهای شماره 2 و 3 )
جملات زیر به نقل از کاوه در صفحات اولیه کتاب نقل شده است:
" این چشمها، چشمهای من شاهد حقایق زیادی بودند.شاهد سختی های زیادی در کشور من بودند. یک بار از یک پسر کرد پرسیدم: وقتی بزرگ شدی می خواهی چکاره شوی؟ او جواب داد: اصلا مطمئن نیستم که بزرگ می شوم یا نه!
یک بار یکی از رزمندگان که یکی از چشمهایش را از دست داده بود به من گفت: برای دیدن هدف فقط یک چشم کافیست. و برای هشت سال من با یک چشم به مرگ نگاه می کردم. من می خواهم صحنه هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشه دار کند و به خطر بیندازد.می توانی نگاه نکنی، می توانی خاموش کنی... اما نمی توانی جلوی حقیقت را بگیری.هیچ کس نمی تواند."
و نيز در بخش هاي ديگري از كتاب از قول كاوه گلستان مي خوانيم :
"از جبهه برگشتم، دیر وقت رسیدم، طرفهای ساعت چهار این طور ها، آنقدر خسته بودم بیهوش شدم، غش کردم از خستگی.صبح... طرفهای ساعت پنج به هوش آمدم، دیدم حالم خیلی بد است!اصلا نمی توانم راه بروم، اما یک مرتبه یادم آمد باید بروم جماران، ساعت شش صبح باید بروم آن جا چک بشوم تا بتوانم عکس بگیرم. باور کن کشان کشان خودم را کشیدم کنار تلفن و به دوستم زنگ زدم که تو را به خدا سر راه بیا عقب من که نمی توانم رانندگی کنم..."
و در بخشي ديگر مي خوانيم :
"...من با حداقل وسائل به جبهه می رفتم و سعی می کردم کیف و وسائل همراهم را در هتل یا جائی که مقر بود بگذارم.
با چهار دوربین کار می کردم.
یک ساک کوچک کمری داشتم که در آن فقط فیلمهایم را می گذاشتم.
عکاس جنگ باید کاملا سبک بال باشد تا بتواند شیرجه برود، بپرد و بدود.
برای یک عکاس خبرنگار، مسائل زیباشناسی عکس و رعایت اینگونه مسائل خیلی فرق دارد با عکاسهایی که سر فرصت از موضوعهای دیگر عکس می گیرند.
عکاس خبرنگار در یک شرائط معمولا مغشوش کار می کند، خیلی باید سریع عمل کند، نمی تواند انواع و اقسام دوربین ها و عدسی ها را همراه خودش بکشد.
بنا بر این یک مقدار محدودیت دارد و هنرش در این است که بتواند با توجه به این محدودیتها به نحو احسن عمل کند.
یعنی وقتی شما یک صحنه ای را می بینید و فکر می کنید که با یک کادر بندی خاص شما می توانید مفهوم های دیگری را درون آن عکس به اصطلاح القا بکنید،این کار باید خیلی سریع انجام بگیرد"...
و خاطراتي تلخ شيرين نيز در متن كتاب آمده است :
-"...جلوی دانشگاه یا چهار راه کالج اتفاقاتی می افتاد که آن موقع (سالهای 56-57 )موضعی بود.
یعنی مثلا 10 نفر جمع می شدند سر چهار راه ولیعصر فعلی، اینها می آمدند وسط خیابان چند تا مثلا، دارم عکسشان را، که این درخت و آشغالهای کنار خیابان را می بریدند،می آوردند وسط خیابان، 10 دقیقه راه بندان درست می کردند، یکسری شعارها می دادند،
در عرض 15 دقیقه سربازها می آمدن تیر اندازی هوایی می کردند و تمام می شد.
اتفاقها این طوری بود و من چون به هیچ گروهی وابسته نبودم و از طرفی می خواستم از این اتفاقات عکس بگیرم، تنها راهش این بود که آدم برود آن جا باشد تا اتفاق بیفتدو ما این کار را می کردیم.
مثلا می رفتم سر چهار راه پهلوی، تمام بعدازظهر را آنجا ولو بودم و می گشتم، می نشستم، راه می رفتم، بالا و پایین.
می دانستم که می شود، ممکن بود سه روز بروم و نشود، یک روز که می شد عکسش را می گرفتم.
به اصطلاح ضلع شمال غربی چهار راه ولیعصر چند تا خیاطی هست.من با اینها دوست شده بودم. می رفتم داخل خیاطی یارو می نشستم از آن بالا راحت تماشا می کردم، اگر خبری می شد از اونجا عکس می گرفتم.من تعداد زیادی عکسهای عالی در طول یکسال گرفتم که همه اش از اون بالاست، پشت پنجره تق تق می گرفتم"...
و در بخشي ديگر از كتاب نيز آمده است :
"بیست قطعه عکس واقعه قم را تق تق تق یک جا پشت دانشگاه گیر می آوردیم می چسباندیم روی دیوار با این چسبهای تینر داری که- مال موکت بود. کم هم می زديم که زود خشک می شد.روی آجر هم می زدیم. روی آجر هم کندنش سخت بود خوب؟ یاد گرفته بودیم تق تق تق مثلا می چسباندیم. خوب مردم رد می شدند، یارو می رفت نان بخرد، می رفت گوشت بخرد، خیابان بود. می دید ا...این ها چی اند؟ چه کسی اند؟
ولی می آمدند اینها را جمع می کردند. شبش می آمدند پاره می کردند، خرابش می کردند.ما می آمدیم یک کار دیگر می کردیم.
برای اینکه چسب زدن اینها در خانه زیاد هم وقت نگیرد، پارچه متقال می گرفتیم متری ، عکس را روی اینها در خانه می چسباندیم. اینها را تا می کردیم و می گذاشتیم توی مثلا ساک خوب؟ می رفتیم اینها را باز می کردیم چهار تا میخ می زدیم الفرار...!
سی تا عکس را در ظزف مثلا پنج ثانیه آویزان می کردیم. او از آن ور در می رفت و من از این ور. این ها می آمدند پاره می کردند، یکی دیگر می زدیم" ...

با خواندن این کتاب ، یاد جمله ای از "مارتین اسکورسیزی " مي افتيم :
"در گذر زمان، حتی رخدادهای بد هم به خاطرات خوش تبدیل می شود "


پي نوشت :
- مطلب فوق توسط آقاي اكبر اسعدي براي اين وبلاگ تهيه و تنظيم شده است
-عكس ضميمه ( آقاي گلستان ) كاريست از آقاي بهروز مهري
Wednesday, December 13, 2006

چگونه عکس های بهتری بگيريم ؟

اگر دوربين عکاسی از ذکاوت مغز انسان بر خوردار بود، برای گرفتن عکس های خوب، کافی
بود دوربين را به طرف موضوع مورد نظرمان گرفته و دکمه را فشار دهيم. اما چنين نيست.
وقتی سوژه ای نظر ما را جلب می کند، مغز ما، از ميان ازدحام چيزهايی که در اطراف آن
قراردارند، به طور خاص، به آن سوژه توجه می کند. قابليت انطباق ديد انسان با نورهای
مختلف هم از جمله برتری های ديگر چشم انسان بر دوربين عکاسی است.
برای اينکه عکسی که می گيريم نيز همين رابطه را با بيننده بر قرار کند، بايد نکات
ظريفی را در نظر داشته باشيم.
عکاسی مانند هر وسيله بيانی ديگری زبان خاص خودش را دارد. آموختن اين زبان به ما
کمک می کند تا از طريق عکس هايی که می گيريم، فکرها و جهان اطرافمان را بيان کنيم.
در نظر گرفتن نکات زير می تواند به ما کمک کند تا عکس های گويا تری بگيريم.

1- نور مهمترین عامل در عکاسی
کلمه فتوگرافی در زبان انگليسی يعنی "نگاشتن با نور". نور مناسب می تواند به عکس ما
جان ببخشد و بالعکس...
با اين وجود، نور مستقيم سايه روشن های تند و ناخوشايندی در عکس ايجاد می کند. برای
گرفتن عکس، نور غيرمستقيم بهترين است و رنگ ها را نيز زنده تر می کند.
روزهايی که ابر نازکی تندی نور خورشيد را در آسمان می گيرد، صبح های زود و عصرها
بهترين اوقات برای عکاسی هستند. يادمان باشد که نور بايد بر سوژه عکس ما بتابد و نه
بر دوربين.

2- سوژه جالب
انتخاب موضوع يا سوژه جالب قدم اول است. پيش از گرفتن عکس از خود بپرسيم چه
چيزی ما را به موضوع مورد نظرمان جلب کرده و سعی کنيم آن را به روشنی در عکسی که می
گيريم نشان دهيم.
هم چنين، به يک عکس اکتفا نکرده، زوايای متفاوتی را برای نشان دادن موضوع مورد
نظرمان تجربه کنيم. اين کار به ما فرصت بهتری برای انتخاب بهترين عکس خواهد داد.

3-دوقدم به جلو
همه دوربين ها قابليت زوم کردن (طويل تر شدن عدسی دوربين) را ندارند و اين کار، حتی
وقتی امکانش باشد، از عمق ميدان عکس می کاهد و بخش کوچکتری از آن واضح به نظر می
آيد.
برای حذف آنچه حضورش در عکس لازم نيست، بهترين راه نزديک شدن به موضوع است. اين کار
از شلوغی عکس کم کرده تاکيد بيشتری بر آنچه مورد نظر عکاس است می گذارد.
پيش از فشردن دکمه دوربين، چند قدم به موضوع عکس نزديک شويد و دوباره از دريچه
دوربين به آن نگاه کنيد. اگر آنچه مورد نظر شماست بخش عمده عکس را پر نکرده، باز هم
جلو تر بايد رفت.
در عکس زير، انعکاس آسمان در آب و شکل برگ هايی که سطح آن را پوشانده اند توجه عکاس
را به خود جلب کرده. برای تاکيد بر اين نکته بايد چيز های زيادی از عکس حذف می شده
اند. اين کار با نزديک شدن عکاس به موضوع عملی شده است.

4-کادر عکس
اين انتخاب که چه چيزهايی را در عکس جا دهيم و چه چيزهايی را حذف کنيم يکی از
مهم ترين عوامل در موفقيت عکس ماست.
پنجره مستطيل شکل دوربين که از آن به جهان نگاه می کنيم کادر عکس ما را تشکيل می
دهد. پيش از گرفتن عکس، با نگاهی به آنچه در اين کادر قرار گرفته، می توانيم آنچه
را برای بيان عکس لازم است حفظ و آنچه را اضافی ست حذف کنيم.
حرکت دادن دوربين، تغيير فاصله ما با سوژه عکس و تغيير جای سوژه در صورت امکان،
محتوای اين کادر را تغيير می دهد.

5-زمینه پشت عکس
زمينه شلوغ پشت عکس را در زبان عکاسی می شود به هياهويی تشبيه کرد که مانع رسيدن
صدای ما به گوش مخاطب می شود.
تغيير جای دوربين می تواند اين پس زمينه را تغيير دهد. آرام بودن اين پس زمينه به
بيننده فرصت می دهد با تمرکز بيشتری به موضوع عکس نگاه کند.

6-کمپوزیسیون یا همچینی
آنچه از پنجره دوربين می بينيم عکس نهايی ما را تشکيل می دهد. آيا اجزای عکس ما با
دقت کنار هم چيده شده اند؟
کمپوزيسيون يا همچينی در عکس را می توانيم به دستور زبان تشبيه کنيم. اگر کلمات ما
با نظم در کنار هم قرار بگيرند، بيان ما روشن و مفهوم خواهد بود.
رابطه بين اجزای عکس، کمپوزيسيون عکس را می سازد. اين رابطه بايد چنان باشد که
منظور ما را از گرفتن عکس به روشنی بيان کند.
مرکز عکس هميشه بهترين محل برای قرار دادن موضوع نيست. با حرکت دادن دوربين می
توانيم بهترين کمپوزيسيون را کشف کنيم.

7-وضوح در عکس
آنچه در يک عکس واضح يا فوکوس باشد نگاه بيننده را به خود می کشد. عکاس با واضح
نشان دادن عناصر عکس به بيننده می گويد "اينجا را نگاه کنيد."
در بيشتر دوربين های عکاسی ديجيتال که همه چيز اتوماتيک انجام می شود، نقطه وضوح در
مرکز تصوير قرار گرفته و اگر موضوع مورد نظر شما در گوشه عکس قرار بگيرد از وضوح
کمتری برخوردار خواهد بود.
برای حل اين مشکل، می توانيد:
- با قرار دادن سوژه در وسط کادر، دکمه گرفتن عکس را تا نيمه فشار دهيد و نگه داريد
- با اين عمل سوژه شما واضح شده می توانيد آن را هر کجای کادر که بخواهيد قرار دهيد
- حالا دکمه را که در نيمه راه نگه داشته ايد تا انتها فشار داده عکس را بگيريد
اين قاعده شامل همه عکس ها نمی شود. گاهی مبهم بودن به بيان موضوع عکس کمک می کند.

8-عمق عکس
آنچه در عکس ما به وضوح ديده می شود عمق عکس را تشکيل می دهد. اين عمق به ما امکان
می دهد تا بخش هايی از جهان اطرافمان را، که از سه بعد بر خوردار است، در يک عکس،
که تنها دو بعد دارد، نشان دهيم.
نور از عوامل اصلی ايجاد عمق در عکس است. در نور زياد، دريچه ورودی دوربين مانند
چشم گربه در روز تنگ می شود. اين شرايط وضوح بيشتری در عکس ايجاد می کند.
چيدن اجزای عکس به صورتی که بعضی نزديک تر به دوربين و بعضی دورتر باشند نيز به عکس
ما عمق بيشتری می دهد. عدسی های بلند (زوم) از عمق عکس می کاهند و عدسی های کوتاه
با ميدان ديد وسيع تر (وايد انگل) به آن می افزايند.
از کارتيه برسون، يکی از بهترين عکاسان جهان، نقل شده که گفته است "عکاسی يعنی طوری
به جهان نگاه کنيم که گويی اولين بار است آن را می بينيم."

منبع: سایت BBC

Sunday, December 10, 2006

خوب ديدن , مساله اين است
عکس های ثبت شده ازسوژه هايي مثل غروب , گل آفتابگردان , جنگل , پاييزو ... بارعايت حتی اندک نکات تکنيکی هميشه زيبا هستنداينگونه عکس ها بار مفهومی و معنايي خاصی به جز انتقال و به اشتراک گذاشتن زيبايي های طبيعی را بر دوش نمی کشند
ديدن زيبايي ها چه در حالت طبيعی , چه در يک عکس و چه در يک متن ادبی , ناخودآگاه انسان را به وجد می آورد, عکاس در اينگونه عکس ها معمولا سعی می کند زيبايي ها را به صورت عمدتا اغراق شده نشان دهد
يک درخت خزان زده با برگ های زرد و سرخ در دل يک جنگل مطمئنا زيباست ,
اما به چشم نمی آيد در حاليکه که يک عکاس با ديد عکاسانه و متفاوت خود همين سوژه محو شده در يک فضای نامحدود را در قاب تصويری که خود از آن به ثبت می رساند به جلوه در مي آورد و زيبايي های آن را برجسته و متفاوت نشان می دهد
در اينگونه عکس ها ملاک زيبايي های بصريست نه برداشت های مفهومی و تفسيرگونه بيينده با آين عکس ها راحت است , به عنوان مثال در سايت فوتو , در ذيل عکس هايي که از مناظر طبيعی و گل و گياهان و يا معماری ثبت شده می توانيم جمله ( بسيارزيباست ) را به وفور بخوانيم , و به جز عمده نظرات تکنيکی که عکس را از لحاظ کادر بندی و نور و رنگ و پرپسکتيو و ... بررسی می کند , نظری با نگرش تفسيرگونه و مفهومی را نمی بينيم .
اما در عکس هايي که ذهنيت عکاس در عکس ثبت شده اش دخيل می شود و حضور عکاس در آن به عنوان يک نويسنده و تدوينگر حس می شود بيننده مجبور به تفکر و تامل در آن عکس می گردد و گاهی , اينگونه عکس ها بيينده را ناخود آگاه در تنگنا قرار می دهد .
تعابير و تفاسير و نقد ها به تضاد و چالش کشيده می شود و به نوعی , همان عکس , که حتی شايد برشی از يک موضوع ساده باشد , باعث ايجاد يک گفتمان فلسفی , سياسی و يا هنری و ... می گردد .
خانم تقوی , در کامنتی که بر پست قبلی اين وبلاگ نوشته اند سئوال خوبی را با اين عنوان مطرح نمودند که :
- یک عکس مفهومی موفق چه عکسی است ؟...عکسی که ذهن و فکر را درگیر کند و نتایج متفاوتی ارائه دهد یا عکس مفهومی ای که اکثر بینندگان آن به مفهوم مورد نظر عکاس برسند؟ یا هردو؟
در پاسخ به اين سئوال بايد بگويم به نظر من عکس مفهومی موفق , عکسيست که بيننده را وادار به تامل در نگرش به آن و ارائه نقد و نظر کند
گاهی اوقات می شود از برداشت ها و نقد های متفاوت هم به نتيجه واحد , که می تواند همان مفهوم مورد نظر عکاس باشد , رسيد
البته اگر عکاس واقعا در لحظه ثبت آن تصوير مفهوم خاصی مورد نظرش باشد !
موضوعی که بايد به آن توجه کنيم خوب ديدن است
خوب ديدن , برای ثبت يک عکس قوی و خوب و مهمتر از آن ,
خوب ديدن يک عکس برای عکس گرفتن از آن عکس !
همانطور که در محيط پيرامون , سوژه های خوبی برای يک عکاس هست که بايد با ديد عکاسانه و خوب به آن نگريست تا کشفشان کرد در عکس های مفهومی هم مضامين خاص و عميقی نهفته است که تنها مي توان با يک ديد عميق و عکاسانه , آنها را ديد , فهميد و درک کرد
يکی از انگيزه های من برای ايجاد اين وبلاگ , همين موضوع بود
از کنار بعضی از عکس ها واقعا نمی شود به راحتی گذشت
بايد در موردشان نوشت ,
هر چند گاهی جمله ها نمی تواند حق مطلب را ادا کند ,
اما همين گفتمان و تبادل انديشه ها و برداشت ها , قدميست به سوی رسيدن به هدف :
- خوب ديدن و ساده عبور نکردن .

پی نوشت :
- عکس ضميمه کاريست از آقای فرزاد آرين نژاد از سايت فوتو
Friday, December 8, 2006

نقد عکس ( مجموعه پا )

مجموعه عکس پا , به عکاسی آقای محسن نامجو ترکيبی از سه عکس مستقل است .
عکس هايي که هر کدام به تنهايي می تواند نقد شود و بار معنايي خويش را بر دوش بکشد .
عکس هايي با يک ايده مشترک خوب و سوژه هايي که حضور قوی و تاثير گذاری را به عنوان هويت هايي مستقل ايفا می کنند .
عکس اول , ترکيبی از سه جفت پاست ,
حضور انسان ها با همين پاهای حاضر در کادر بسته عکس به تصوير کشيده می شود فضای بسته و خفقان آور و پس زمينه سياه با اثرات ضربه های چيزی شبيه کابل بر کف پاها و لکه های سياه اطراف آن بيننده را مجاب می کند که با صحنه خشن و دردناکی روبروست ,
اين عکس در ذهن به طور ناخودآگاه خاطرات تلخی را تداعی می کند و حتی بعضی محيط را جايي مثل سردخانه تصور می کنند .
به نظر من فلشی که بر کف پای دوم از سمت راست نقش بسته , تداعی گر مفهوم خاصی نيست و حتی ذهن را به سمت خويش می کشد و از توجه به کل تصوير باز می دارد .
اندازه و وضوعيت فيزيکی پاها حکايت از حضور يک خانواده سه نفره می کند پدر با پاهايي بزرگتر , تيره تر و رنجور تر در سمت راست , مادر , با پاهايي سفيد تر پوستی کشيده تر و فربه تر در وسط و احتمالا فرزند با پاهايي شبيه پای پدر در ابعادی کوچکتر و در عين حال نامصمم تر ,
اين تعبير را می توان به يک جامعه بسط داد , جامعه ای در فضای ديکتاتوری و خشن ,ثبات و ايستايي پای مرد , در قياس با دو جفت پای ديگر نمادی از مقاومت قشری خاص را به تصوير می کشد
در عکس دوم پسر ( پاهای سمت چپ ) که نماد يک عصيان شکست خورده و تند است آسيب می بيند ,
ايستايي پاهای مرد از بين می رود و به سمت چپ ( پسر ) متمايل می شودمادرهمچنان در بين اين دو سرسختانه ايستاده است و مقاومت می کند
و اما در سکانس آخر ,
که تکان دهنده ترين و قوی ترين عکس اين مجموعه ( البته به نظر من ) است همه چيز به پايانی تلخ و سياه می رسد .
پسر در اثر همان ضربه و جراحت می ميرد و مادر که قويترين فاکتور مقاومت و ايستايي اش فرزند است از پا می افتد
مرد در تلاش برای حفظ خانواده اش ( جامعه ) برخلاف عقيده قلبی عصيان می کند اما اون نيز مانند فرزند قربانی قدرت تاريکی و اختناق می شود و در حاليکه نيمی از وجودش ( خانواده ) و ايستايي اش ( پای ديگر ) را از دست داده است در غل و زنجير , در تنهايي خود ايستاده می ميرد .
اين مجموعه يک تراژدی تلخ و سياه است ,
افزونی رنگ های تيره و سرد در اين مجموعه شديدا به چشم می آيد و اتفاقا در انتقال حس نقش موثری را ايفا می کند در کل اين مجموعه حرف هاي زيادی برای گفتن دارد و مطمئنا شنيدن حرفهاي عکاس هم خالی از لطف نخواهد بود
من از طريق ايميل از آقای نامجو خواستم که انگيزه و چگونگی شکل گيری اين مجموعه عکس را برای دوستان بيان کنند که به محض رسيدن پاسخ , متن کاملش را در همين وبلاگ قرار خواهم داد .

* پی نوشت :
- متن فوق برداشت شخصی من از مجموعه عکس پاست , دوستان اگر تفسير يا نقدی ديگر در باب همين عکس دارند خوشحال ميشوم در اختيار من برای درج در اين وبلاگ قرار دهند .

اما پاسخ آقای نامجو عکاس مجموعه عکس پا به ايميل من :
در ابتدا تشکرمی کنم ازآقای سلطان آبادی و دیگر اعضای این سایت که این موقعیت را در اختیار من گذاشتید تا عکس (مجموعه پا) نقد شود انگیزه من از عکاسی این مجموعه نشان دادن خفقان و تاریکی دراکثر جوامع امروزی ماست که دارد گریبان گیر تک تک افراد جامعه می شود جوامعی محدود که درآن آزادی وجود ندارد
و اما نقد من :
نیاز نیست در کنار عکس مجموعه پا نقد من به عنوان عکاس مجموعه قرار بگیرد زیرا تفکرات مخاطب محدود به این نقد خواهد شد و آن تجزیه و تحلیل(نقد) واقعی صورت نخواهد گرفت
بنابراین ترجیح می دهم نقدهای دوستان را بخوانم و با دیدهای مختلف آنها نسبت به این عکس آشنا شوم وبه نقاط ضعف و قوت عکس پی ببرم و از راهنمایی های دوستان استفاده کنم
. نقدی را که آقای سلطان آبادی نوشته اند یک نقد کامل محکم و صریح است که دیدی متفاوت نسبت به این عکس دارد

منابع محدود
امروز براي ديدن يه كتابفروشي نسبتا بزرگ وكامل رفته بودم گفتم ببينم در زمينه عكاسي چه كتابهايي داره ولي با كمال تاسف ديدم بيشتر از سه چهار جلد كه اونم مربوط به دوربينهاي آنالوگ و طرز قرار دادن فيلم داخل دوربين وچگونگي فرايند ظهور مطلب خاص ديگري نداشت. واقعا اگر كسي بخواد در اين زمينه بخصوص مطالعه كنه بايد به كجا مراجعه كنه. نميدونم چرا اين رشته از هنر مورد توجه قرار نميگيره.
Tuesday, December 5, 2006

گام اول

دیروز فرصتی دست داد تا در خصوص این وبلاگ با آقای مهرگان صحبتی داشته باشم .
نظر ایشون این بود که این وبلاگ با همین مشخصات ( گروهی ) در سایت واید 10 ایجاد بشه که دسترسی کاربران سایت از طریق اطلاع بهینه تر از طریق سایت فوتو راحت تر و بهتر انجام بگیرد
ضمن تشکر از ایشون به خاطر توجهی که به این امر و ایده بنده داشتند مجددا دعوتنامه عضویت در وبلاگ رو برای دوستانی که عضو این وبلاگ شده بودند می فرستم واز دوستانی هم که مایل به نوشتن مطلب در این وبلاگ گروهی هستند مجددا دعوت به همکاری می کنم
و اما در خصوص مطالبی که میتونه ارائه اش در وبلاگ جالب و خواندنی باشد توضیحاتی عرض می کنم:
* هر عکسی در عین حال که شاید یک تصویر ساده از یک مکان و یا یک اتفاق و یا مجموعه ای از ترکیب بندی های مختلفه در پس زمینه و حواشی خودش مطالبی شاید حتی جذاب تر از خود عکس به دنبال داره , که میشه ازش به عنوان حواشی ثبت یک عکس که گاهی هم خیلی پر دردسر و یا جذابه نام برد . خوندن این جریانات هیچوقت خالی از لطف و استفاده نیست .
* نقد و بررسی یک عکس همیشه به دید بازتر و عمیق تر ما به پیرامون و نوع نگاه بیننده و ارتباط اون با ذهن عکاس کمک می کنه , خیلی از ما گاهی خواستیم عکسی از دوستان عضو سایت و یا عکس هایی دیگر رو دقیق تر مورد بررسی قرار بدیم که در قسمت نظردهی اون عکس امکانش نبوده , این وبلاگ می تونه محیط خوبی برای همین موضوع هم باشه .
* خبر رسانی برنامه های گروهی دوستان برای سفرهای عکاسی و یا تجمعات مربوط به عکاس و عکاسی هم از دیگر مطالب محوری این وبلاگ خواهد بود .
* لازم به ذکره که اگر موضوع جالبی از منبعی خاص برای ارائه در وبلاگ مد نظر دوستان قرار گرفت ذکر منبع مطلب رو فراموش نکنند .
* این وبلاگ در عین حالی که برای ارتباط بهتر, نزدیکتر و صمیمی تر اعضاء سایت فوتو تشکیل شده , با توجه به تنوع مطالب و تعدد افکار و اعضاء مطمئنا مورد توجه سایر علاقمندان به عکاسی هم قرار خواهد گرفت , لذا ارائه تجربیات شخصی دوستان در عکاسی می تونه منبع مفیدی هم برای علاقمندان و هم سایر اعضاء سایت باشد .
* از لحاظ تعداد پست های ارسالی محدودیتی وجود نداره , دوستان بعد از دریافت ایمیلی حاوی لینک دعوتنامه وبلاگ و عضویت , شخصا داری محیطی مستقل برای نوشتن مطلب و ارسال اون میشن و می تونن مطالبشون رو به راحتی در وبلاگ به نام خودشون قرار بدهند .

**مراحل ثبت نام بعد از کلیک روی لینک دعوتنامه به صورت تصویری :
( مرحله اول , مرحله دوم , مرحله سوم , مرحله چهارم , مرحله پنجم , مرحله آخر )

* مشتاقانه منتظر پیشنهادات دوستان در خصوص مطالب دیگه ای که می تونه انتشارش در این وبلاگ مورد استفاده علاقمندان به عکاسی قرار بگیره هستم
* حقیقتا ایجاد یک محیط پویا , صمیمی و نزدیک , متنوع از لحاظ نوشتاری و اطلاع رسانی , فعال و به روز می تونه مشوق خیلی از علاقمندان به عکاسی و حتی خود اعضاء برای فعالیت بیشتر باشه و این محقق نمیشه مگر با همکاری اعضاء آینده این وبلاگ .

پی نوشت :
- ضمنا از دوستانی که از طریق ایمیل و طرق دیگر از این ایده استقبال کردند و پیشنهادات خوب و سازنده ای دادند بسیار ممنون و سپاسگذارم .